فهرست بستن

سایه ی آل

باسمه تعالی

سایه ی آل

(بررسی سیر تحولی بخش معدن کشور در دوران بعد از انقلاب اسلامی و بخصوص پس از جنگ تحمیلی و ابتدای دهه ۷۰ تا کنون و سایه ی یک حزب شوم سیاسی بر سر این بخش از اقتصاد کشور)

          بررسی سیر تحولی بخش معدن کشور در دوران بعد از انقلاب اسلامی و بخصوص پس از جنگ تحمیلی و ابتدای دهه ۷۰ که می توان از آن روزها به ” ایام تولد معدنی انقلاب ” یاد کرد نشان می دهد که ترکیبی از حوادث و تجمیعی از اضداد سیاسی و اجرایی در این بخش اقتصادی کشور دخیل بوده  و مسیر تکاملی این بخش از چرخه اقتصادی کشور را منحرف نموده است . ماجرا به دهه ۶۰ بر می گردد . ایامی که بچه های جهاد سازندگی و مهندسان داوطلب بسیجی و متخصص در کشاکش سختی ها و کمبود امکانات با احداث خاکریزها و حفر کانالها و تاسیس انواع سازه های فنی و مهندسی در حوزه های عمرانی و صنعتی و … دیگر آبدیده شده بودند و تحریم ها و کمبود امکانات مالی و … آنها را به سوی خودکفایی و رشد فکری و هم افزایی توان نظامی ، عمرانی ، صنعتی ، اقتصادی و حتی ارتقاء و تربیت نیروی انسانی متبحر و میدانی سوق می داد و بنابر اجبار شرایط جنگ، در ظاهر تضعیف و در باطن روز به روز به توان عملیاتی و دانش فنی آنها افزوده می شد، کم کم و بعد از جنگ  در ابتدای دهه ۷۰ این تجربیات که بدنه ی فنی و اجرایی کشور را به درختی تنومند مبدل کرده بود خنکای سایبان عزت و سرافرازی را بر عرصه بخش اجرایی کشور گستراند. آنجا بود که شکوفه های خودکفایی در پرتو ایمان به امید آفرینی و رهروی خورشید تابنده انقلاب، رهبر ذوالفنون و حکیم ایران اسلامی از دل شاخه های جوان و پر توان انقلاب سر برآورد و دیگر ایران جوانانی داشت که در سخت ترین شرایط آبدیده شده بودند و بحران ها و طوفان های اجرایی و اقتصادی را با موفقیت پشت سر گذاشتند، به دانش فنی و اجرایی بسیاری از صنایع گاها مادر هم دست یافته و مسیری را آغاز کردند که کمتر از ۵ سال بعد از جنگ در تمام عرصه های صنعتی و معدنی و عمرانی صاحب سبک و نظر شدند . این انقلاب اجرایی و بخصوص در حوزه ی نیروی انسانی که قطعا  از میوه های جنگ تحمیلی بود باعث بروز و رشد مجموعه های کوچک و جوانی همچون جهاد خودکفایی، قرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء، جهاد سازندگی و … شد. جوانانی که به برکت روزهای دفاع، غیرتمندانه باور “ما می توانیم” را به میدان آوردند.

 

طیف دوم آنهایی بودند که از ادارات و مجموعه های مختلف اجرایی کشور کمر همت به پشتیبانی آن حماسه آفرین ها بسته بودند و داوطلبانه به سوی جبهه ها راهی و با این جوانها همنوایی و همکاری  کردند و بعد از جنگ و در ابتدای این دهه (۷۰) با کوله باری از تجربه به نهادهای اجرایی خود بازگشته و با عزمی چندین برابر گذشته پا در رکاب سازندگی کشور گذاشتند و مکمل خوبی برای طیف اول شدند . اما… در سوی دیگر  و در حالی که دو گروه اول در کوران حواث دفاع در حال هم افزایی برای تقویت جبهه مقاومت و آفرینش آن حماسه ها و رشادتها بودند، طیفی در حال ایجاد زیر ساخت برای زندگی در ایران پساجنگ و از دنیای دو طیف اول فرسنگها دور بودند . اینها بعدها گروه های بسیاری را به سوی خود جذب و در دل خود جای دادند. گروهی از این طیف هر از چند گاهی به بهانه واسطه گری با غرب ارتباط می گرفت و در حالی که حال و هوای آن سوی مرزها را سبک و سنگین می کرد ذائقه شان نیز در خلال این سفرهای پر از رمز و راز تغییر می نمود. گروهی دیگر از اینها کسانی بودند که لابلای آنها یا درس خوانده های فرنگی دیده میشد یا عضوی از خانواده یا اطرافیان در غرب سکنی گزیده بود . طبیعتا نگاه امید به غرب داشتند و بر خلاف نظریات امام و رهبر انقلاب شرط پیشرفت را در ارتباط تجاری و اقتصادی و حتی اجتماعی با غرب می دیدند. یا گروهی دیگر که  مدیران و مهندسانی بودند که شدیدا منتقد به فضای دفاع بودند و احساس خسران و عقب ماندن از زندگی طبیعی دنیوی، آنها را از طیف بچه های جبهه و جنگ جدا کرده بود و یا گروهی از منافقین که نه اعتقادی به انقلاب داشتند و نه در جنگ حماسه ای آفریده بودند و مدام برای کشور هزینه درست می کردند و بخش عمده ای از ظرفیتها ی دولت و مجلس را از ابتدای انقلاب به خود اختصاص داده و هزینه های هنگفتی را به سبد انقلاب تحمیل کرده بودند. از خصوصیات این گروهها؛  نگاه از بالا به پایین به مردم ، سهمخواهی از انقلاب ، ادعای فهم شرایط و بخصوص در تصمیم سازی ها بیش از دیگران ، تمایل به غرب ، تجملگرایی و زندگی لاکچری  به هر روشی ( رانت و ارتشاء ، پولشویی و ….) ، ریا و ظاهرسازی (که البته خیلی دوام نداشت) و …  می توان یاد کرد .

 

در اواسط دهه ۷۰ که فعالیت حزب سیاسی کارگزاران سازندگی از دل دولت وقت با شعار دستیابی به فضای باز اقتصادی و توسعهٔ پایدار اقتصادی به عنوان زمینه‌ساز رسیدن به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی آغاز شد، تمام گروه های طیف سوم صدرالذکر در گذر زمان جذب این حزب و فعالیتهای سیاسی و اقتصادی آن شدند. از آنجا که دستیابی به اهداف نه چندان دست یافتنی حزب، نیازمند تامین مالی و حمایت سیاسی و رسانه ای در مقیاس بسیار بزرگ داشت دست به کار شده و به تمام ارکان عرصه های مختلف اقتصادی در تمام سطوح نفوذ می کنند. یکی از بخشهای اقتصادی که از تیررس این حزب سیاسی در امان نماند و در طول گذر زمان در شاخ و برگهای آن ریشه دواند، بخش معدن و صنایع معدنی کشور بود. حیاط خلوت معدن فرصت خوبی بود برای ایجاد زیرساختهای لازم تا تمام اهداف حزب یکی پس از دیگری محقق شود و از سویی نبض اقتصاد کشور در دستانشان قرار گیرد چراکه این بخش ابتدای تمام زنجیره های ارزش افزوده ی اقتصادی و کاملا استراتژیک بوده و هست. بر همین اساس ابزار های حاکمیت بازار و پیرو آن اقتصاد سیاسی را در اختیار حزب می گذاشت.

 

 سایه آل فراگیر شد و  مهره ها یکی پس از دیگری از بالاترین مراتب وزارتخانه تا کارشناسان اداره صمت و پروژه های ملی معدنی در استانهای معدنخیز و بخصوص استان مورد علاقه و خواستگاه مرادشان چیده شدند . قراردادهای اقتصادی و اجرایی در قالب های قانونی بسته شد و با سلام و صلوات نمایندگان مجالس وقت با تعریف شدن منافعی چند، پای کار آمده و با به به  و چه چه، پای پروژه هایی که بی توجه به آمایش سرزمینی، آب ،گاز ، انرژی و زیر ساختها ،مخالف اصل ۴۸ قانون اساسی سرمایه گذاری عدالت محور و مطالعات امکانسنجی و … در قالب قرارداد های سنگین طولانی مدت واگذار می شدند مهر تایید زدند. این شروع یک خیزشی خاموش و نرم در فضای معدنی کشور بود . کم کم این حزب از پس قراردادهای گازی ، نفتی ، زیر ساختی ، صنعتی و معدنی جان گرفت و کم کم اثر گذاری اقتصاد در سیاست را در عرصه های اجتماعی متبلور نمود. مهره ها از بالاترین سطح اجرایی که رییس جمهور باشد تا پائین ترین سطح که کارگر و کارمند پروژه هاست در همه جا قرار گرفتند و جالب اینکه پستهای حساس همچون مدیران کل و معاونین نهادهای مربوط توسط اشخاص حزب یا نمایندگان آنها منصوب می شدند . دولت در سال ۷۶ عوض می شود اما این حزب بسیار خزنده با تغییر رنگ از راست معتدل به چپ چراغ خاموش ( با همان تمایلات) به حرکات اقتصادی و زیرساختی خود ادامه می دهد . در دولت هفتم و هشتم هم سیر صعودی خود را به دلیل انعقاد قراردادهای بلند مدت حفظ می کند . پروانه های معدنی و صنعتی مشکوک الهویه صادر و واگذار می شود . پروژه های چند میلیون دلاری در یک استان خاص تعریف می شود و قرارداد مطالعات و امکانسنجی و … منعقد می شود . این روند تا پایان دولت دوازدهم ادامه می یابد و علی رغم تلاش دولت نهم و دهم برای تغییر در امور ساختاری و نیروی انسانی کمتر از ۱۰ درصد موفقیت حاصل می شود . در نهایت کار در ابتدای دولت یازدهم به جایی می رسد که عوامل اصلی این حزب با در دست داشتن تمام منابع معدنی کشور و سرازیر نمودن ثروتهای مولد به سمت استان خاص دیگر بخش معدن را کامل در دست می گیرند تا جایی که برای این بخش اقدام به برنامه ریزی تا افق ۱۴۰۴ می نمایند و سالانه ۲ میلیارد دلار را

برای تحقق آن برنامه من درآوردی بدون در نظر گرفتن زیر ساختها و پتانسیل و شرایط کشور اختصاص می دهد . در این سالها بخش مظلوم معدنی کشور که طبق اصل ۴۴ و ۴۵ قانون اساسی دخل و تصرف در آن در اختیار وزارت صمت می باشد  از حداقل های لازم در بحث کنترل آمار و اطلاعات ، نظارت فنی ، اکتساب حقوق دولتی ، تامین تاسیسات و ماشین آلات لازم جهت رشد و استحصال این ثروتهای خدادادی معدنی کشور محروم بوده تا حیاط خلوتی باشد برای عمال یک حزب سیاسی تمامیت خواه و گاها فاسد و غاصب منافع یک ملت . امروز کار این مافیای چند سر به جایی رسیده که با استخدام برخی نمایندگان ظاهر الصلاح  و خوش خط و خال مجلس که در این سالها در دامن خود پرورانده اند ، حق را لباس باطل و باطل را لباس حق پوشانده و منافع یک ملت را ارث پدری خود قلمداد نموده و در مقابل دولت انقلابی که چند ماه است روی کار آمده و  در حال احیای حقوق مردم از این منابع ملیست اقدام به عربده کشی رسانه ای  ،فتنه گری و تهمت های  تماما پوچ وپروپاگاندای رسانه ای می کنند. حال آنکه حجت  تمام است و عزم دولت مردمی و انقلابی در جمع کردن سفره ریخت و پاش در حیات خلوت معادن بخصوص در دو استان جنوبی کشور راسخ است . در این راستا اقدامات انقلابی  انجام شده که اشاره به آنها خالی از لطف نیست.

 

اقداماتی چون؛

۱- آنلاین شدن اطلاعات معادن در داشبورد مدیریتی معاونت امور معادن وزارت صمت که گزارش لحظه ای وضعیت معادن را اعلام می کند و باعث کنترل فرآیندهای معدنی در صمت استانها شده است

 

۲-محاسبه هوشمند حقوق دولتی معادن که هم نفع بیشتری برای دولت و هم برای بهرهبرداران معادن کوچک مقیاس در بر داشته است

 

۳- آزادسازی واردات ماشین آلات معدنی که تولید داخل ندارند و تعطیل نمودن بازار سیاه داخلی این ماشین آلات که توسط مهره های این حزب تمامیت خواه در سنوات گذشته ایجاد شده بود به طوری که در چند ماه گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ مجوز واردات صادر شده و تا سالی ۳۰۰۰ در حال افزایش خواهد بود و با اینکار ۵ میلیارد دلار ارزش افزوده بخش استخراج و بهره برداری معدن وارد چرخه اقتصادی کشور و نهایتا باعث افزایش سهم اقتصادی معدن و رشد اقتصادی و اشتغال و ارز آوری این حوزه خواهد شد  ،

 

۴-خارج نمودن ظرفیت های معدنی از انحصار افراد حقیقی و حقوقی و نهادهای دولتی و خصولتی و … با راه اندازی سامانه های کنترلی هوشمند و شناسایی و  قرار دادن افراد نا اهل در لیست سیاه شرکت در مزایده پس از ۳۰ سال

 

۵- واگذاری ۵۴۰۰ معدن با رفع بیش از ۵ مورد از ایرادهای وارده  و انجام تکالیف قانونی برای انجام مزایده که در ۸ دولت گذشته انجام نشده و متقاضیان را دچار مشکل می نمود تنها در ۶ ماه گذشته و همچنین برنامه ریزی زمانی مناسب برای بررسی محدوده ها در طول ۳ ماه و هر ۱۵ روز یک تعداد .

 

۶- اصلاح سامانه کاداستر معادن و ستاد که در دولتهای گذشته به دلیل ضعف امنیتی و فنی محلی برای سو استفاده افراد سودجو قرار داشت.

 

۷- ایجاد دسترسی و تسلط کامل نهادهای نظارتی و نصب فایروالهای لازم برای رصد فعالیت های داخل سامانه کاداستر و نهایتا رسیدگی و پاسخگویی به شکایات کمتر از یک ساعت .

 

اینها تنها ۷ مورد از اقداماتی بوده که در ۸ دولت پس از انقلاب اسلامی در بخش معدنی کشور تجربه نشده و در کمتر از ۱۱ ماه توسط یک معاون وزیر متعهد و انقلابی و به دستان پرتوان مدیران انقلابی و متخصص تحت فرمانش محقق شده است . اقداماتی که مافیاهای برخواسته از حزب سیاسی صدر الذکر را شدیدا ناراحت کرده تا جایی که عمال خود در قالب نماینده مجلس و مدیر دولتی استانی و رسانه های زردشان را برای ردیف کردن تهمت های بی اساس و سر و صدای رسانه ای به خط کرده اند غافل از اینکه عزم مدیران جوان و انقلابی این دولت در ریشه کن کردن فساد و تمامیت خواهی بسیار جدی و راسخ خواهد بود .

 

به امید تحقق ارزش های والای انسانی با ایجاد عدالت اقتصادی با پیشرانی بخش معدن و صنایع وابسته در ایران اسلامی

1/8/1401 خادم بخش معدنی کشور محمد تقی رادمان

Posted in چالشها،سیاستگذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *